ومن الناس من يعبد الله على حرف فإن أصابه خير اطمأن به وإن أصابته فتنة انقلب على وجهه
ولولا فضل الله علیکم و رحمته ما زکی منکم من أحد أبدا
أولستم ترون أهل الدنیا یصبحون و یمسون علی أحوالٍ شتّی: فمیّت یُبکی و آخر یُعزّی، وصریع مبتلی، وعائد یَعود، وآخَر بنفسه یجود، وطالب للدنیا والموت یطلبه، وغافل ولیس بمغفول عنه، وعلی أثر الماضی ما یمضی الباقی! ألا فالذکروا هاذم اللذات، ومنغِّص الشهوات، وقاطع الأمنیات، عند المساوَرة للأعمال القبیحة، واستعینوا الله علی أداء واجب حقه، وما لا یُحصی من أعداد نعمه وإحسانه (نهج البلاغة، الخطبة ٩٩).
آیا مردم دنیا را ندیدهاید که بامداد و شامگاه را در احوال گونهگون سپری میکنند؟: یکی مُرده و بر او میگریند، دیگری را تسلیت میگویند، آن یکی بر بستر بلا افتاده، دیگری عیادتکنندهای که عیادت میرود، وان دگر جانش تسلیم میکند، دیگری خواهان دنیاست همبدانگاه که مرگ خواهان اوست، و او که غافل است اما ازو غفلت نشده است؛ و بر ردّ درگذشته است که بازمانده گذر میکند! بهوش باشید تا بوقت ارتکاب ناشایستهها یاد کنید آن نابودگر لذتها را، و آن تباهندهی تنکامگیها را، و آن بُرندهی آرزوها را. و یاری جویید از خداوند برای ادای آنچه از حقش واجب است، و [برای سپاسگزاریی] آنچه در شمار نآید از نعمتها و احسانش (نهج البلاغه، خطبه 99).